تنش

ناشناس | 4 ماه پیش

ما8ماهه عقد کردیم همونطور ک قبل گفنم قبلا خیی عالی بود همه چی چون خونوادش نبودن بعد ازدواج پای خونواده ک اومد وسط مادرش اخلاقش یجوری شد کم کم شروع میکرد ب تیکه و حرفای بیخود منم چون تجربه نداشتم اینارو سر شوهرم خالی میکردم یعنی میخوام بگم همه چی بخاطر مادرش میشد بحث و تنش و... خودمم خیلی وقتا از ازدواجم پشیمون میشدم وقتایی ک ناراحت میشدم یجورایی حس میکردم بار سنگینه واقعا سخت بود وقتایی ک منو شوهرم ناراحتیم جفتمون خیلی بهمون بد میگزره یعنی شوهرم میگه به هیچ وجه نباید بینون تنش بوجود بیاد ادامه

سلام . ازدواج ، رابطه یک شخص با شخص دیگه نیست بلکه رابطه ی عمیق و تنگاتنگی میان دو خانواده ، دو فامیل و دو قومیت مختلف،است . وقتی پذیرش این موضوع برای ما آسان بشه خیلی از مشکلات ناخودآگاه حذف میشن ولی مساله وقتی شدت پیدا میکنه و تبدیل به تنش میشه که ما نمیخواهیم مسولیت رفتارها و احساسات خودمون رو بعهده بگیریم و مدام از طرف مقابل انتظار درک شدن داریم.. اینکه خانواده همسرتون قبلا نبودن رو نمیفهمم ولی هرکجا بودن مادر و پدر و خواهر و برادر همسرتون باقی می موندن و اصل این رابطه سر جای خودش قرار داشته.. پس اینکه الان تمام مشکلات بدلیل وجود مادر ایشون هست غیر منطقی بنظر میاد و ی جورایی فرار از مسولیت انجام یک رفتار محسوب میشه.. شما نباید همسرتون رو در شرایط انتخاب بین شما و مادرش،قرار بدید چون هردو محبوب او هستید بهتره با کمک روان شناس ، مهارتهای زندگی موفق و ارتباط موثر و بیان درست احساساتتون رو فرا بگیرید.


برای مشاوره تلفنی با این روانشناس را نصب کنید

مشاوره و روانشناسی  

سلام دوست عزیز روابط شما به عنوان زن وشوهر باید چنان محکم باشد که تحت تاثیر عوامل نشود لازمه برای غنی سازی روابطتون اقدام کنید و اینکه پذیرش خانواده ی ایشون به عنوان خانوادهی همسر در خودتون نهادینه کنید اگه توی این زمینه مشکل دارید باید با کمک روانشناس برای بهبود روابطتون اقدام کنید


برای مشاوره تلفنی با این روانشناس را نصب کنید

مشاوره و روانشناسی