1398/10/24 16:35

از زندگی چه می خواهید ؟

توسط مدیر / 0 نظر

چه می خواهید ؟

من به هدف‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت ۵ تا ۱۰ ساله کاری ندارم. به جای آن می‌پرسم آن چیزی که همیشه به دنبالش بوده‌اید چیست؟

اگر جوابی به این سوال ندادید ناراحت نشوید. خیلی‌ها مانند شما هستند. خیلی‌ها نمی‌دانند که از زندگی‌شان چه می‌خواهند. در جایی خواندم که ۷۰ درصد آمریکایی‌ها نمی‌دانند که چه می‌خواهند. بلکه زندگی روز به روز دارند. معدودی نیز امیدها و آرزوهایی را دنبال می‌کنند. شخصا احساس می‌کنم تجربه غم‌انگیزی است، به خصوص وقتی به مهاجرانی فکر می‌کنیم که حتی تا به امروز جانشان را به مخاطرات مختلف مواجه ساخته‌اند، صرفا به این دلیل که خواسته‌اند در امریکا زندگی کنند.

وقتی در رسیدن به خواسته خود مصمم هستید

آیا می‌دانید که شانس برای آن‌ها برای رسیده به هدف‌هایشان چهار تا پنج برابر بیشتر از کسانی است که در امریکا زندگی می‌کنند؟ اینها بهتر می‌توانند به رویاهایشان جامه عمل بپوشانند. تنها دلیلش این است که آن‌ها می‌دانند که چه می‌خواهند و مصمم‌اند که به خواسته خود برسند. چند نفر را می‌شناسید که صبح هر طور شده از خواب بیدار می‌شوند، هر طور شده لباس می‌پوشند، به مدرسه می‌روند و باری به هر جهت به منزل بازمی‌گردند و گمان می‌کنند که زندگی یعنی همین.

نمی‌گویم که همه در زمینه جزئیات زندگی‌شان تصمیم‌گیری کنند، اما آیا نباید از تمامی امکانات خود با تمام وجود استفاده کنیم؟

گاهی اوقات وقتی برای جمعی صحبت می‌کنم از آن‌ها می‌پرسم:

« چه می خواهید ؟» بعد می‌گویم اگر تاجر و بازرگان و حرفه‌ای هستید و یا یک شهروند خصوصی، کمی وقت بگذارید و روی کاغذ آنچه را میل دارید و می‌خواهید به آن برسید یادداشت کنید. این کار می‌تواند چند ساعت از وقت شما را بگیرد. به آن‌ها توضیه می‌کنم برای ساده‌تر کردن کارشان خواسته‌هایشان را طبقه‌بندی کنند: سلامتی، خانواده، معنویات، تحصیلات، امور کسبی و تجاری، مالی، روابط میان‌فردی، خواسته‌های شخصی و یا هر چیز دیگری که برایتان مهم به نظر می‌رسد.

 

برای گرفتن مشاوره روانشناسی تلفنی و مشاوره فردی اپلیکیشن تلیار را نصب کنید و یا به آدرس web.teleyare.com بروید و اولین تماس تلفنی خود را با مشاور و روانشناس منتخب خود بگیرید.

تمرینی برای اینکه بفهمید از زندگی خود چه می‌خواهید

بعد از کسی می‌خواهم که یک طبقه‌بندی را انتخاب کند و در آن به سراغ نخستین مورد برود و این یک مورد را با مورد بعدی مقایسه کند و بعد بدون مکث میان این دو یکی را انتخاب کند. بعد مورد اول را با مورد سوم مقایسه کند و بلافاصله در کنار انتخابی که کرده علامت ضربدر بزند. بعد مورد اول را به با مورد چهارم مقایسه کند و همین‌طور ادامه دهد. تا اینکه تمامی موارد با مورد اول مقایسه شده باشند. بعد از او می‌خواهم مورد دوم را با مورد سوم، بعد مورد دوم را با مورد چهارم و تا به آخر مقایسه کند. این گونه خواسته‌های شما در یک طبقه خاص اولویت‌بندی می‌شود.

اگر می‌خواهید این تمرین را انجام دهید دقیقا به شکلی که توضیح دادم انجام دهید. از شدت دفاع‌های خود بکاهید. زمان کیفی‌تری را به خود اختصاص دهید. خواهید دید که اتفاق غریبی می‌افتد. آن چیزهایی که فکر می‌کردید خیلی مهم هستند،  آن اتومبیل جدید، ارتقا شغلی، انجام دادن آن آزمون، کم کردن چند پوند از وزن بدن، خرید آن شی جدید برای خانه در مقایسه با آنچه به واقع می‌خواهید در فاصله‌ای دور واقع شده‌اند.

با وجود توصیه اکیدی که در این زمنیه دارم، می‌توانم راه حل میان‌بری را پیشنهاد کنم. طی سال‌ها تجربه به این نتیجه رسیده‌ام که بزرگترین تک آرزوی همه مردم خوشبخت بودن است.

بله موضوع، همین است، نعمت یا قحطی، باران یا آفتاب، روزهای خوب یا روزهای بد، تفاوتی نمی‌کند خوشبختی در هر حال چیزی است که اغلب مردم آن را می‌خواهند.

وقتی خوشحال و سعادتمند هستیم، آیا به راستی مهم است که چقدر داریم؟ آیا مهم است که دیگران درابره ما چه فکری می‌کنند؟ آیا مهم است که ما چه قیافه‌ای داریم؟ وقتی از آنچه هستید راضی باشید و از آنچه در زندگی دارید رضایت داشته باشید، آیا هر چیز دیگری پاداش و فوق‌العاده محسوب نمی‌شود؟

چند بار تا کنون در مراسم ازدواجی شرکت کرده‌اید، احساس عشق را در چهره عروس و داماد دیده‌اید و با این جال به این نتیجه رسیده‌اید که چه راه درازی در پیش دارند؟

ممکن است در یک آپارتمان کوچک با مبلمان محدود زندگی کنند، ممکن است هر دو مجبور باشند که به طور تمام وقت کار کنند. با این حال با هم بودن تنها چیزی است که آن دو می‌خواهند.

در هر موقعیتی می‌توانید به خود پاداش دهید

در هر موقعیتی که در معرض آن قرار گرفته‌ام، چه در ماموریت‌های حمایتی، چه در پروازهای تهاجمی از خلیج فارس در زمان جنگ با عراق، چه در زمانی که هفته‌ها از دیدن خانواده‌ام محروم بودم، همیشه سعی کردم نگرش و برداشتی مثبت داشته باشم. شاید با توجه به آنچه در گذشته تحمل کرده‌ام حالا ساده‌تر می‌توانم در باهر دنیای واقع در پیرامونم نظری خوشبیانه‌تر داشته باشم. در جریان جنگ در خلیج در حالی مه هزاران نفر از نیروهای خدماتی ما در چادر به سر می‌بردند از یک بوبه غذا می‌خوردند، من بخت آن را داشتم که روزی یک وعده غذای گرم بخورم، روزی یک بار دوش آب گرم بگیرم. خوشحال و سپاسگذار بودم. هر بار که باید سخنرانی کنم، وقتی به خودم فشار بیش از اندازه می‌آورم از اینکه یک بار دیگر صاحب فرصتی شده‌ام کسب انرژی می‌کنم. بعد با فنجانی قهوه به خودم پاداش می‌دهم. گاه چند لجظه‌ای را به تنهایی می‌گذرانم. چند ساعتی کتاب می‌خوانم اندکی شادی در هر جا و هر وقت که بتوانم.

 

برای گرفتن مشاوره روانشناسی تلفنی و مشاوره فردی اپلیکیشن تلیار را نصب کنید و یا به آدرس web.teleyare.com بروید و اولین تماس تلفنی خود را با مشاور و روانشناس منتخب خود بگیرید.

خواسته‌های اصلی خود را بشناسید

بنابراین اگر انتخاب شما آرزوی خوشبختی است، آیا می‌دانید دومین چیز مهمی که برایتان مهم است عشق و مورد پذیرش واقع شدن است؟

همان‌طور که می‌دانید، وقتی با خود و در میان دیگران احساس امنیت خاطر می‌کنیم، نه تنها بهتر می‌توانیم با چالش‌های زندگی روبه‌رو شویم، بلکه مورد پذیرش واقع شدن یکی از نیازهای عمده‌ای است که ما به عنوان انسان با آن مواجه هستیم. وقتی در اقامتگاه جوان‌های بزهکار کار می‌کردم، فرصتی داشتم تا با جوان‌هایی که به گروه‌های جنایتکار پیوسته بودند صحبت کنم. تنها دلیل این کارشان این بود که دنبال عشق می‌گشتند و می‌خواستند نهادی مانند خانواده پذیرای آن‌ها باشد.

در ادامه فهرست خواسته‌ها، مسئله موفقیت فرزندان است و کسانی که دارای اولاد نیستند به سلامتی خود و بستگانشان می‌اندیشند. از این مرحله به بعد خواسته‌ها تغییر می‌کنند، اما با توجه به تجربیات گذشته، با توجه به کاری که با دیگران کرده‌ام، با توجه به اشخاصی که با ‌آن‌ها برخورد داشته‌ام، این‌ها چیزهایی هستند که همه با پیوسته خواهان آن هستیم.

به این نتیجه رسیده‌ام چیزهایی که بعضی فکر می‌کردند مهم است مقولاتی از قبیل شهرت، پولدار شدن، کم کردن وزن، آرایش مو و غیره، در فاصله‌ای دور از خواسته‌های اصلی مردم قرار دارند.

به بسیاری از اشخاص برخورد کرده‌ام که شهرت و پول و مال داشته‌اند، بدن‌های خوش‌تراش و خوش حالت و چهره حذاب و زیبا داشته‌اند و با این حال احساس بدبختی بر آن‌ها مستولی بوده است.

 

منبع : کتاب از خودتان پذیرایی کنید نوشته دیو پلزر

بیشتر بخوانید:

بیان نیاز و خواسته در رابطه

بلاتکلیفی در انتخاب شغل

سردرگمی در زندگی