1398/11/21 15:10

ترس از تنهایی و ماندن در روابط آسیب زا

توسط مدیر / 0 نظر

آدمی فریب نمی خورد، مگر اینکه خود بخواهد (برگرفته ازمقدمه کتاب سینوهه ترجمه ذبیح الله منصوری)

ترس از تنهایی افراد را در رابطه آسیب‌زا نگه می‌دارد!

شاید فکر کنید همسرانی که از لحاظ رفتاری مورد بدرفتاری قرار می گیرند،گاهی خوشحال می شوند که تنها باشند و از حملات همسرشان در امان بمانند. اما میلیون ها نفر از تنها بودن می ترسند و با بدترین شرایط با همسرانشان می مانند.

آنچه این افراد در نظر نمی گیرند این است که آن‌ها حتی باماندن در رابطه نیز تنها هستند زیرا وجود همسری که برای آنها ارزش قائل نیست، آنها را درک نمی کند و قادر به دوست داشتن و نزدیک شدن به آنها نیست برابر با همان تنهایی است.

چرا با وجود اذیت شدن در این روابط آسیب‌زا می‌مانیم؟

  •  چه چیز باعث می شود با وجود دانستن رابطه اشتباه آگاهانه در روابط آسیب‌زا بمانیم؟

  • چه افرادی برای ماندن در روابط آسیب‌زا پافشاری می کنند؟

اولین عاملی که افراد را مجبور به ماندن در روابط اشتباه می کند باورهای غیر عقلانی و قدیمی است. باورهایی که می‌تواند ریشه در فرهنگ یا تجارب گذشته زندگی افراد داشته باشد.

باورهایی مثل:

  • "اگر از همسرم جدا شوم، دیگران چگونه فکر می کنند؟"
  • " اگر بعد از جدایی نتوانم زوج دلخواه خود راپیداکنم، همیشه تنها می مانم!"
  • "زندگی به تنهایی برایم غیر قابل تصور و کسالت بار است" و غیره.

همه افراد باورها و ترس هایی با این محتوا دارند اما هر قدر افراد منفعل‌تر بوده و ارزش ها و اهداف کمتری در زندگی داشته باشند وجود این ترس ها می تواند زندگی آن‌ها را تحت تاثیر قرار داده و آن‌ها را وادار به ماندن در روابطی کند به باب میل آن‌ها نیست.

برای گرفتن مشاوره روانشناسی تلفنی و مشاوره فردی اپلیکیشن تلیار را نصب کنید و یا به آدرس web.teleyare.com بروید و اولین تماس تلفنی خود را با مشاور و روانشناس منتخب خود بگیرید.

چگونه خود را از بند روابط آسیب‌زا نجات دهیم؟

بنابراین اولین گام برای مقابله با ترس از تنهایی پذیرش بی قید شرط خود می باشد. هرگز فراموش نکنیم که من به عنوان یک انسان خوب و ارزشمند هستم و حضور همسرم در زندگی مرا تکمیل می کند، معشوقه دیگری بودن  تنها بخشی از من است. ما می توانیم خواهان عشق و شریک زندگی باشیم بدون آنکه به او احساس نیاز کنیم. همه ما از تنها بودن متاسف می شویم، احساس خلاء می کنیم اما اگر به نکات زیر واقف باشیم، احساس تنهایی موقتی خود را می پذیریم و به جای احساس پوچی از تنهایی، تنها ابراز تاسف کرده و کمتر در روابط خود دچار اشتباه می شویم:

  • ارزش شما به عنوان یک شخص به خود شما بستگی دارد و نه به عشق دیگران: وقتی خودتان را بی قید و شرط بپذیرید نیازی به تاکید دیگران ندارید. در این راستا می توانید ارزش ها و اهداف جدید را در زندگی خود پایه ریزی کنید و زمانی از اوقات خود را صرف علایق و ارزش‌هایتان کنید. احساس شادی واقعی از درون شخص نشات می گیرد. من می توانم شاد باشم، عاشق باشم در صورتی که لحظات واقعی را برای خود ایجاد کنم.
  • لحظات واقعی را در زندگی شکار و اگر وجود ندارند آن‌ها را ایجاد کنید:داشتن لحظه‌های واقعی زندگی کردن در زمان حال، لذت بردن از منابعی است که در دسترس هستند. ما همیشه در حال انتظار کشیدن برای رسیدن به شرایط ایده‌آل هستیم،خوشبختی زمان حال را به تعویق می اندازیم تا اینکه آن را در آینده به دست آوریم و این قدر انتظار کشیدن‌ها را ادامه می دهیم تا فرصت لذت بردن را از خود سلب کنیم (برگرفته از کتاب لحظات واقعی، دکتر باربارا دی آنجلیس). گاهی به قدری درگیر پیش بینی آینده‌ای نامعلوم و ترس از تنهایی هستیم که فرصت شام خوردن با یک دوست صمیمی را از دست می دهیم.
  • همسر شما تنها شخص مناسب برای زندگی شما نیست: شاید بر این باورید که با ترک روابط آسیب‌زا، فرصت عشق را برای همیشه از دست خواهید داد.
  • شما می توانید به تنهایی زندگی کنید و از زندگی خود راضی باشید، به شرطی که بدانید از زندگی خود چه می خواهید و چگونه می توانید زندگی را برای خود معنا کنید.
  • تنهایی به این معنا نیست که بدون عشق و همراه باشید: بعد از ترک روابط ممکن است احساس کنید نمی توانید مانند گذشته لذت ببرید، تعطیلات کسل کننده باشد و... واقعیت این است که مجبور نیستید تنها بمانید، میلیون‌ها نفر وجود دارند که می توانند همراه شما باشند، علاقه مندی های آنها شبیه شماست. می توانید با پیوستن به گروه های مورد علاقه و درگیر شدن در وقایع اجتماعی افراد شبیه به خود را پیدا کنید اما فقط تنها زمانی امکان پذیر است که شما در دردها و خاطرات گذشته مدفون نشده باشید.

برای گرفتن مشاوره روانشناسی تلفنی و مشاوره فردی اپلیکیشن تلیار را نصب کنید و یا به آدرس web.teleyare.com بروید و اولین تماس تلفنی خود را با مشاور و روانشناس منتخب خود بگیرید.

نویسنده: روانشناس فرانک نحوی