1398/11/05 12:55

خطر محافظت از خود در رابطه

توسط مدیر / 0 نظر

توجه: لطفا توجه داشته باشید که محتوای این مقاله در مورد روابطی است که در آن‌ها از افراد سواستفاده نمی‌شود* (non-abusive relationships)

تا حالا در این دوراهی بوده‌اید؟

اگر تا حالا عاشق کسی شده باشید، من احتمال این را می‌دهم که با یک دو راهی احساسی در نزدیک شدن به فرد مقابلتان مواجه شده باشید; افشاگری خود و در معرض خطر قرار گرفتن در مقابل محافظت کردن از خود.

 

انتخاب خودافشاگری و آسیب‌پذیر بودن

اگر مسیر انتخابی ما خودافشاگری باشد این اجازه را به خود می‌دهیم که آسیب‌پذیر باشیم. به سادگی ما دوست داشتن و مراقبت از فرد مقابلمان را متوقف می‌کنیم، و شروع می‌کنیم به اینکه عمیقا به او عشق بورزیم و عاشقانه دوستش داشته باشیم. ذهن ما تصاویری می‌سازد که وقتی آینده را تصور می‌کنیم فرد مقابلمان نیز در آنجا حضور دارد.

زمانی که در را به روی خودمان و احساساتمان باز می‌کنیم و حالت‌ها و احساسات درونی‌مان را آشکار می‌سازیم، درباره انگیزه‌ها و تجارب زندگی‌مان با شریک‌مان بدون سانسور صحبت می‌کنیم، به فرد مقابلمان اجازه می‌دهیم که درون ما را ببیند و با هویت عجیب و غریب منحصر به فرد ما آشنا شود، همان طور که درباره اخبار و موضوعات هیجان‌انگیز با هم صحبت می‌کنیم درباره ناراحتی‌ها، کمبودها و ناامیدی‌هایمان که رنج‌مان می‌دهند با او صحبت می‌کنیم، چیزهایی که نیاز داریم می‌خواهیم را از او تقاضا می‌کنیم، ترجیحات‌مان را بیان می‌کنیم و به او آگاهی می‌دهیم که چه چیزی را نمی‌خواهیم، به شریک‌مان اعتماد می‌کنیم که وفادار، صادق و مهربان است و در قلبش به ما حس اشتیاق دارد.

این گونه رابطه و خودافشاگری دری را باز می‌کند به روی داشتن رابطه‌ای که در آن این فرایندها را تجربه می‌کنیم: عشق عمیق، احساس وصل بودن و رابطه نزدیک عمیق و احساس رضایت درونی عمیق.

این میزان نزدیک بودن به کسی و داشتن حس دل‌گرمی در یک رابطه خارق‌العاده و بسیار عالی به نظر می‌رسد اما مسیری که در این راه باید طی کرد راحت نیست.

 

پس چرا برخی این مسیر را انتخاب نمی‌کنند؟

بیایید صادق باشیم; گاهی ممکن است پر از ریسک و ترسناک به نظر برسد. همان آسیب‌پذیری و روراست بودنی که با خود یک رابطه نزدیک را به ارمغان می‌آورد می‌تواند به شریک‌تان این قدرت را بدهد که از لحاظ احساسی به شما ضربه‌های سنگینی وارد کند. هر چقدر بیشتر شریک عاطفی‌تان را دوست داشته باشید، اگر او را از دست بدهید دلسردی بیشتری را احساس خواهید کرد. خیانت، رها و طرد شدن از طرف کسی که دیوانه‌وار دوستش داریم زخم‌های دردناک‌تری در ما به جا می‌گذارد تا فردی که احساساتمان نسبت به او پنجاه-پنجاه است.

اینکه در یک رابطه نزدیک نشان بدهید آسیب‌پذیر هستید احتمال این که صدمه ببینید را افزایش می‌دهد. وقتی که زمان بیشتری را با شریک عاطفی‌تان می‌گذرانید، و از زمانی که بیشتر خودتان و درونیات‌تان را با او به اشتراک می‌گذارید، مثل چیزی که احساس می‌کنید یا چیزی که می‌خواهید، احتمال این بالا می‌رود در فرصتی قرار بگیرید که  شریک عاطفی‌تان حواس‌پرت یا بی‌تمرکز باشد. شریک عاطفی‌ها / همسرها  گاهی اوقات ممکن است کمتر درک کنند و کمتر با توجه، با ملاحظه، با دقت، مهربان و یا صبور باشند.

در رویارویی با همه این‌ها، کاملا قابل درک است که برخی از افراد وسوسه شوند که قدم در مسیری بگذارند که در آن از خود محافظت می‌کنند و به گونه‌ای سپرها و مانع‌های احساسی‌ای پیدا می‌کنند که از آن‌ها محافظت کند تا زخم‌های عاطفی عمیقی نخورند. اما بدون ریسک نمی‌توانند رابطه‌ای عمیق و عاشقانه که تمام قلب‌شان را فرابگیرد داشته باشند.

 

در نهایت انتخاب بین این دو مسیر مانند راه رفتن روی یک لبه باریک است; زمانی که فرد انتخاب می‌کند که چقدر به سمت راهی‌ که در آن آسیب‌پذیرتر خواهد بود برود و یا به سمت محافظت از خود، این را می‌سنجد که در رابطه‌شان چه چیزی در حال رخ دادن است;

اگر احساس کنند که شریک عاطفی‌‌اش قابل اعتماد است، او را درک می‌کند، شریکش در واقع حضوری دوست داشتنی است که کنارش می‌ماند، تمایل پیدا می‌کند که شانس‌های سالم‌تری به خود بدهد تا به ارتباطی نزدیک‌تر برسند.

اما اگر نگران باشد که شریک عاطفی‌اش او را رد می‌کند، بیشتر به این تمایل خواهد داشت که سپر دفاعی احساسی‌‌اش را برای محافظت از خود بیرون بکشد.

 

افراد چگونه در رابطه از خود محافظت می‌کنند؟

این سپر دفاعی می‌تواد فرم‌ها و شکل‌های متنوعی داشته باشد که در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنم که افراد چگونه از خود دفاع می‌کنند:

 

۱. آن‌ها منتظر این هستند تا نشانه‌هایی ببینند از اینکه شریک عاطفی‌شان به او یا رابطه‌شان اهمیتی نمی‌دهد.

تصور کنید که در یک شب تاریک در حال راه رفتن هستید که صدای یک غریبه را پشت سرتان می‌شنوید. احتمالا برمی‌گردید به عقب نگاه می‌کنید و مدتی بیشتر مراقب هستید. این مثال تقریبا مشابه اتفاقی است که در این رابطه می‌افتد. اگر کسی از این بترسد که شریک عاطفی‌اش احتمال دارد او را ترک کند یا احساس اشتیاقش را نسبت به او از دست بدهد، یا گمراه شود، به دنبال مدارکی می‌گردد که تصدیق کند این اتفاق در حال رخ دادن است. مثل یک سرصدا در تاریکی، افراد وقتی فکر می‌کنند خطری وجود دارد سعی می‌کنند آن را تشخیص بدهند تا بتوانند از خود محافظت کنند.

 

۲. آن‌ها از لحاظ احساسی خاموش می‌شوند و بین خودشان و شریک عاطفی‌شان فاصله احساس می‌کنند.

تصور کنید فردی در دنیای فیزیکی از کسی دور می‌شود. تا جایی که در آن فاصله احساس امنیت کند، این درباره دنیای احساسات نیز صدق می‌کند. افراد این فاصله را به شکل‌های متفاوت می‌سازند. آن‌ها می‌توانند انتخاب کنند که کمتر راحت باشند و خودشان را ابراز کنند، انرژی کمتری را صرف این کنند که شریک عاطفی‌شان را خوشحال کنند، به او اعتنایی کنند، به سراغ شریکشان نروند تا احساس دل‌گرمی و آرامش کنند و شروع کنند به اینکه بیشتر به دوستان‌شان و کسانی که دوست دارند وابسته شوند تا شریک عاطفی‌شان.

 

۳. آن‌ها مقصر را شریک عاطفی‌شان می‌دانند و یا با او بی‌ادبانه رفتار می‌کنند.

فردی که از این سپر دفاعی احساسی استفاده می‌کند به تصوراتی که شریکش از خودش دارد آسیب می‌رساند. ممکن است نور را به روی اشتباهات شریکش بتاباند و آنان را پررنگ کند. پس آن حال خوب دوست داشتنی و عاشقانه چه می‌شود؟ مثل هر روز خواستن و خوردن یک تنقلات خاص، آواز خواندن آهنگ‌های قدیمی آشنا در زیر دوش و یا ... . الان این‌ها فقط آزاردهنده هستند. او به راحتی می‌تواند زبانش را از قفس‌ بیرون بیاورد تا آزادانه به شریک‌اش غر بزنند و یا او را ناامید کنند.

هدف از داشتن این نوع سپر دفاعی چیست؟ فرض کنیم شما دو دوچرخه داشتید، و یک جن شیطانی (قول می‌دهم با این مثال درک کنید) به شما می‌گوید که باید یکی از دوچرخه‌ها را رها کنید. یکی از آن‌‌ها درب و داغون و دیگری مقاوم و در بهترین حالت است. شما بی‌خیال کدام یکی می‌شوید؟ من حدس می‌زنم شما آنی که آسیب خورده است را ترک می‌کنید. درست است؟ در دنیای عاطفی نیز فرقی ندارد. اگر کسی به شریک عاطفی‌اش شک کند که در حال محو شدن است و از او ناامید شود، کمتر دردناک خواهد بود تا به او خداحافظی بگوید تا کسی که به نظر می‌رسد از دنیایی خارق‌العاده آمده است.

 

ترس‌ها و نگرانی‌ها

اما اگر این نگرانی‌ها و ترس‌ها فراتر از ذهن برود و واقعا روی اتفاقاتی که در رابطه می‌افتد تاثیر بگذارد چه؟

بسته به شرایط و نتایجی که در بر خواهد داشت، رفتار محتاطانه این است که آرام‌تر در رابطه حرکت کنید و درباره این که شریک عاطفی‌تان را ترک کنید دوباره فکر کنید.

اما فرض کنید کسی با ترس فکر می‌کند که شریک عاطفی‌اش می‌خواهد او را ترک کند و دیگر برای او اهمیتی قائل نیست و این فکر درست نباشد آن وقت چطور؟

اینجا همان جایی است که محافظت از خود می‌تواند کمی خطرناک باشد، چرا که باعث می‌شود فردی که دارد از خود محافظت می‌کند همان فضایی را ایجاد کند که از آن می‌ترسید یعنی احساس امنیت و نزدیکی کمتر.

برای نمونه، بیایید نگاهی به مثال‌هایی بیاندازیم که در آن شریک عاطفی‌مان به ما اهمیتی نمی‌دهد. چرا که طبیعت انسان این است که همان چیزی را ببیند که به دنبال آن می‌گردد، قدم‌های صادقانه‌ای که شریک ما برمی‌دارد می‌تواند به چشم ما این بیاید که او به ما و رابطه‌مان اهمیتی نمی‌دهد. مثل پیامکی که فراموش کرده است بفرستد تا خبر بدهد که از سر کار دیر بازمی‌گردد. یا زمانی که به خانه باز‌می‌گردد اما حس و حوصله آن را ندارد که گفت و گو کند یا نوازشتان کند. ذهن ما می‌تواند از این‌ها مدرکی بسازد که به ما آن چیزی را نشان بدهد که از آن می‌ترسیم.

 

وقتی از سپرهای دفاعی استفاده می‌کنیم چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

تصور کنید که ما احساساتمان را خاموش می‌کنیم و فاصله می‌گیریم، یا نظرهای تند و تیزی می‌دهیم که شریک عاطفی‌مان را ناراحت می‌کند، تا کمتر احساس کنیم که آسیب‌پذیر هستیم و در شرایط مطمئنی قرار نداریم. در نتیجه همچنان در را به روی احساس نزدیکی می‌بندیم!

شبیه به این است که سعی کنیم با دور شدن از چیزی به آن نزدیک شویم!

این رویکرد کار نمی‌کند. ما ناخواسته احتمال این را بیشتر می‌کنیم که شریک عاطفی‌مان احساس ترس و عدم قطعیت در رابطه را حس کند. و او را در شرایطی قرار می‌دهیم که در این دو راهی قرار بگیرد و حتی به سمت رفتارهای محافظت از خود برود. و اگر او سپر دفاعی‌ای را انتخاب کند فاصله‌مان بیشتر خواهد شد. متاسفانه زوج‌های بسیاری خود را در این موقعیت پیدا می‌کنند و سعی می‌کنند و آرزو می‌کنند می‌توانستند به عقب بازگردند و دوباره کنار هم باشند.

 

چه کار باید کرد؟

چطور می‌توانید از در برابر احساس نیاز به سپر دفاعی مقاومت کنید وقتی که عدم قطعیت، عصبیت و ناامنی را احساس می‌کنید؟ به عبارت دیگر، چه کار می‌توانید بکنید تا با محافظت از خود خرابکاری نکنید؟

اینجا چند ایده را بررسی می‌کنیم:

 

۱. احساس باارزش بودن را در خود پرورش دهید.

افرادی که خیلی احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند نسبت به افرادی که برای خودشان احترام قائل هستند، کمتر عشق شریک‌شان را باور می‌کنند. همچنین این افراد بیشتر به این تمایل دارند که از لحاظ روانی شریک‌شان را تحقیر کنند تا احساس آسیب‌پذیری کمتری کنند.

 

۲. برای شریک عاطفی‌تان حضوری بامحبت، با توجه و مشتاق داشته باشید.

این به شریک عاطفی‌تان کمک می‌کند تا شما را در زیر نوری مطلوب و دوست داشتنی ببیند و این باعث می‌شود تا توانایی او برای نزدیک شدن تقویت شود. همچنین اعتماد او پرورش پیدا می‌کند که اگر به سمت شما بیاید به جای این که از او نقد کنید، از او حمایت می‌کنید . نه تنها موجب این‌ها می‌شود بلکه شریک عاطفی شما قابلیت آن را پیدا می‌کند که بیشتر ِ لحظات آسیب‌پذیر و دردناکی که در رابطه پیش می‌آید را مدیریت کند به سمت لحظاتی مثبت و مفید بکشاند، به جای آن که بی‌تفاوت باشد و یا رابطه را خراب کند.

 

۳. جلوتر بهای آن را بدهید.

یاد لحظاتی بی‌افتید که شریکتان زمانی که به او احتیاج داشتید آن جا بوده است. زمانی که افراد به یاد خاطرات عاشقانه‌شان می‌افتند که در آن شریک‌شان به آن‌‌ها و نیازشان با علاقه و توجه پاسخ می‌داده است احتمال این که بعدا با او لحظات شادتری را تجربه کنند بیشتر می‌شود.

 

۴. در صندلی راننده بنشینید.

شاید این چشم‌انداز یک شیرینی جذاب است که شما را را مانند شهد فریفته خود می‌کند، شاید زمانی که تلاش می‌کنید تا کارهایتان را انجام دهید صدای یک برنامه تلوزیونی که دوستش دارید می‌آید، یا شاید زمانی که در باشگاه دارید آخرین تمرین‌ها را انجام می‌دهید یک صدایی در سر شما می‌گوید: "تو می‌دونی که تلاشت رو کردی! دیگه بسه برو و کمی استراحت کن و دراز بکش!"

همه ما وسوسه می‌شویم، وسوسه‌ای که ما را به سمت بطالت می‌برد. اما اگر بتوانیم در برابر این وسوسه‌ها (بیشتر اوقات) مقاومت کنیم، بیشتر از آنی که تصور می‌کردیم کارهایی که می‌خواستیم را انجام خواهیم داد. زمانی که شریک عاطفی شما ببیند که بلافاصله در برابر هوس‌ها و وسوسه‌هایی که می‌شوید مقاومت می‌کنید و کاملا بر رفتار خود تسلط دارید کمتر تمایل پیدا می‌کند که زمانی که از شما بی‌توجهی می‌بیند یا اشتباهی دردناک رخ می‌دهد، به سمت این برود که پشت یکی از سپرهای دفاعی پنهان شود.

پس زمانی که به سمت اهداف و آرزوهای خود قدم برمی‌دارید به جای اینکه خود را به حواس‌پرتی‌ها بسپارید به یاد داشته باشید که این کار مانند سرمایه‌گذاری در رابطه‌تان است. شما در حال پرورش اعتماد شریک‌تان به خود هستید که به او این قدرت را می‌دهد که ریسک کند و نزدیک شما بماند حتی زمان‌هایی که به نظرش برسد که در موقعیتی کاملا شانسی است.

 

۵. رویکردی عملگرایانه داشته باشید.

بی‌خیال ایده‌ها و فکر‌هایی شوید که عمل کردن بر اساس آن‌ها از شما محافظت می‌کند و یا به شما همان چیزی را می‌دهد که می‌خواهید.

اگر در یکی از این موقعیت‌ها خود را پیدا کردید بدانید که خیلی درگیر این ذهنیات شده‌اید: زمانی که بر اساس ترس‌هایتان عمل می‌کنید و به ترس‌هایتان واکنش نشان می‌دهید، زمانی که بدون این که به احساسات شریک عاطفی‌تان توجه کنید بدون فکر اشتباهاتی بزرگ می‌کنید و...  .

 

سرانجام دوراهی ِ محافظت از خود در رابطه و یا خودافشاگری و آسیب‌پذیرتر شدن

این یک تلاش معمول و قابل درک است که برای این که افراد  به راحتی از پریشانی خود کم کنند سراغ آن می‌روند:

الف) فاصله ایجاد کردن با شریک عاطفی‌تان تا این حس را نکنید که بیش از اندازه خود را افشا کرده‌اید.

ب) به شریک عاطفی‌تان نشان دهید که چقدر می‌توانید آسیب زننده باشید.

متاسفانه این استراتژی‌ها نتیجه معکوس می‌دهد چرا که شما را از آن چه هر کسی آرزویش را دارد دور می‌کند; داشتن یک رابطه گرم و صمیمی که در آن احساس امنیت می‌کنید و به شما با کسی که دوستش دارید خوش می‌گذرد.

 

درباره نویسنده:

.Holly Parker, Ph.D. is a lecturer at Harvard University and a practicing psychologist and Associate Director of Training at the Edith Nourse Rogers Memorial Veterans Hospital

:In Print

If We're Together, Why Do I Feel So Alone?: How to Build Intimacy with an Emotionally Unavailable Partner

:Online

Dr. Holly Parker

بیشتر بخوانید:

شکست عاطفی و حس از دست دادن: چرا حالمان خیلی بد می‌شود؟

راه‌های جلوگیری از خیانت

شک در رابط، چه کار کنیم؟