1398/10/20 19:28

داستان جالب کاربری درباره مشاوره تلفنی تلیار

توسط مدیر / 0 نظر

تحربه کاربر تلیار

این نوشته تجربه یکی از کاربران از مشاوره تلفنی تلیار است که به قلم خود او نوشته شده است :

از سال 88 و با ورود به سن 21 سالگی،کم و بیش وارد روابطی شدم که در تمام آن‌ها مورد سوء استفاده قرار می‌گرفتم، چه استفاده مالی، چه عاطفی، چه زمانی،و جالب اینکه طرف های مقابل هیچ حرکتی برای من نمی‌کردند و من هیچ زحمتی برای ایشان نداشتم و هیچ چیزی از آن‌ها درخواست نمی‌کردم. و از آنجایی که فرد بسیار احساساتی بودم، وقتی می دیدم مورد سو استفاده قرار گرفته ام، توان اتمام روابط را نداشتم. رابطه را تا جایی ادامه میدادم که به بدترین شکل ممکن تمام می‌شد.

از همان سال 88 احساس کردم به خاطر مشکلاتی که بین والدین من و از کودکی در خانواده بوده، مشکلاتی هم درون من وجود دارد که با رسیدن به این سن مشهود تر شدند. و از آن جایی هم که اعتقاد دارم، وقتی برای پا درد به ارتوپد مراجعه میکنیم، برای سر درد پیش متخصص مغز اعصاب مراجعه می‌کنیم و غیره، پس برای هر بیماری روحی هم باید به متخصص خودش مراجعه کنیم، و مشاوری که در زمینه مشکل ما مهارت و تخصص دارن رو پیدا کنیم، شاید مشاوری فقط در خیانت زناشویی متخصص باشن، شاید مشاوری در ارتباط مادر و فرزند، مشاوری در اضطراب، مشاوری در وسواس فکری، مشاوری در افسردگی، و اگر ما بتوانیم مشکل خودمون رو به درستی و با کمک مشاور شناسایی کنیم که در کدوم حوزه قرار داره، و مشاور متخصص در زمینه مشکل خودمون رو هم بتوانیم پیدا کنیم، بخش بزرگی از مسیر رو طی کردیم.

من از همون سال به دنبال شناسایی مشکل و مشاور متخصص در آن جست و جو رو شروع کردم. از سال 88 تا سال 96، حدود 16 مشاور رو در شهر خودمون مراجعه کردم و با هر کدوم مدتی مسیری رو طی کردم. علت ادامه ندادن مسیر از دو حالت بیشتر خارج نبود؛ یا احساس می‌کردم ایشان در زمینه مشکل من تخصص ندارند و در حوزه دیگری متخصص هستند، یا تخصص رو برای مشکل من داشتند و از من کاری رو می‌خواستن انجام بدم که دوست نداشتم انجام بدم.

دست بر قضا در سال 95 و سه ماهه اول 96، در رابطه ای قرار گرفتم که مکرر مورد استفاده قرار می‌گرفتم و وقت و انرژی و هزینه می‌کردم، ولی هیچ منفعتی برای من نداشت و توان اتمام رابطه را هم نداشتم. حالت عجیبی داشتم، از تمام مشاورهایی که مراجعه کرده بودم خسته شده بودم، ولی علم به این را هم داشتم که من خودم یک مشکلی دارم که در روابط به راحتی مورد استفاده قرار می‌گیرم. خسته از همه جا و همه ی مشاورهایی که مراجعه کرده بودم، بدون هیچ پیش زمینه ای، کلمه ی “مشاوره” را در نرم افزار بازار جست و جو کردم، و در کمال ناباوری تلیار در نتیجه جستجو آمد. تا قبل از آن اصلن نمیدانستم نرم افزار مشاوره تلفنی هم وجود دارد. بدون معطلی نصب کرده و شروع به جست و جوی کارشناس در زمینه مشکل خودم کردم، با توجه به نظرات کاربران، درصد پاسخ‌گویی، درصد رضایت، پاسخ به سوالات مطرح شده، و غیره، حدود 8 کارشناس را نشانه گذاری کردم و شروع به تماس گرفتن کردم.

اتفاقی مشابه با مشاوره های حضوری گذشته ام تکرار شد، یعنی یا احساس می‌کردم مشاور تلیار در زمینه مشکل من متخصص نیست، یا کاری را از من میخواست که علاقه نداشتم. به طور مثال 4 مشاور بلافاصله وقتی مشکل مطرح شد، فرمودند از این رابطه به سرعت خارج شو و بعد ادامه درمان بدهیم، ولی من این را نمیخواستم، من می‌خواستم رابطه به آن صورتی که باب میل من هست تغیر جهت بدهد.

به نقطه ای رسیدم که فقط یک مشاور از نشان شده ها باقی مانده بود، با خودم گفتم اگر با این کارشناس هم نتوانم ادامه بدهم، هرچند یقین دارم زندگی من دچار مخاطرات بسیاری خواهد شد ولی دیگر برای همیشه مشاوره را کنار خواهم گذاشت. تماس گرفتم و در ناباوری مطلق، کارشناس به صورتی روند را جلو بردند که خودم دوست داشتم اتفاق بیافتد. رابطه را به صورتی که میخواستم بستیم و پایان دادیم، و به موضوعات دیگر پرداختیم.

در طی یک سال و نیمی که با این مشاور در ارتباط هستم، انواع و اقسام اتفاقات ناخوش آیند برای من رقم خورد، جدایی والدین، جدایی برادر از همسرش، شکست مالی، فوت یکی از عزیزان و…، اما در کنار تمام این اتفاقات ناگوار، مشاوری داشتم که زندگی من را به دو بخش تقسیم کرد، قبل و بعد از آشنایی با ایشان. در حال حاضر مشاور بنده کسی هستند که بعد از خانواده ام، بیشترین علاقه و ارادت را به ایشان دارم، و آنقدری از مشاوره با ایشان رضایت دارم که مدت 8 ماه است که هر روز برای سلامتی ایشان نذری ادا میکنم و با خود عهد کردم تا زنده هستم این کار را ادامه بدهم.

دوست داشتم به همه بگم که مشاور خودتان را پیدا کنید، قبل از اینکه غرق در مشکلات، نتوانید حتی خودتان را پیدا کنید…