1398/10/29 11:58

رفتارهای بد ما با خودمان

توسط مدیر / 0 نظر

رفتارهای بد ما با خودمان:

بسیاری از ما با مشاهده رفتارهای بد و خشونت در جهان، مضطرب می‌شویم و دلمان می‌خواهد کاری کنیم. وقتی خبر سرقت، قتل یا تجاوزی را می‌‌شنویم احساس می‌کنیم که حق کسی پایمال شده است.

اما هنگامی که حق خودمان را زیر پا می‌گذاریم، متوجه نمی‌شویم. هر وقت به حرف خودمان گوش نمی‌دهیم، به ندای درونی‌مان اهمیتی نمی‌دهیم و به خواسته‌ خود بی‌اعتنایی می‌کنیم، در واقع خودمان را زیر پا گذاشته‌ایم.

هر گاه که آرزوهایمان را عقیم می‌گذاریم، برای مراقبت از خودمان وقت صرف نمی‌کنیم یا زندگی درونی‌مان را مقدم نمی‌شماریم، خودمان را زیر پا گذاشته‌ایم.

هر وقت برای تلاش‌هایمان از خودمان سپاس‌گزاری و قدردانی نمی‌کنیم و به خودمان هدیه نمی‌دهیم، خودمان را زیر پا گذاشته‌ایم.

هنگامی که حاضر نیستیم اشتباهاتمان را درک کنیم و با خودمان مهربان باشیم، وقتی بیشتر به سخنان منفی تا سخنان پرمهر قلبمان گوش می‌دهیم، خودمان را زیر پا گذاشته‌ایم.

وقتی کارهای نشاطآور انجام نمی‌دهیم، خودمان را زیر پا گذاشته‌ایم.

زمانی که خودمان را حقیر نگه می‌داریم، خودمان را زیر پا گذاشته‌ایم.

بیشتر اوقات از تجاوزهایی که به خودمان می‌کنیم، آگاه نیستیم، اما روان ما کاملا متوجه است که چه هنگام از راهنمایی درونی‌مان غافل شده‌ایم. در یکی از دوره‌هایم از همه خواستم که بنویسند چگونه در زمینه‌های گوناگون زندگی خودشان را پایمال می‌کنند. با هم برخی از پاسخ‌ها را می‌خوانیم.

 

ما با این شیوه به جسم خود تجاوز می‌کنیم

  • پرخوری می‌کنیم
  • غذایی می‌خوریم که می‌دانیم برای ما مناسب نیست.
  • در رژیم غذایی خود تقلب می‌کنیم.
  • به خودمان می‌گوییم ورزش می‌کنیم، اما نمی‌کنیم.
  • با سیگار، الکل یا مواد مخدر به بدن خود آسیب می‌رسانیم.
  • وقتی به آینه نگاه می‌کنیم، از خودمان ایراد می‌گیریم.
  • بیشتر به کاستی‌های خود توجه داریم، تا زیبایی‌هایمان.
  • به اندازه‌ای خودمان را مشغول می‌کنیم که متوجه پیام‌های بدنمان نمی‌شویم.
  • به گفت‌وگوی ذهنی‌مان که از ما انتقاد می‌کند، گوش می‌دهیم.

 

ما با این شیوه‌ها روابط خود را خدشه‌دار می‌کنیم

  • در کنار کسانی می‌مانیم که ما را از نظر روحی یا بدنی آزار می‌دهند.
  • کارهایی را برای دوستان خود انجام می‌دهیم که نمی‌خواهیم.
  • هنگامی که تمایل نداریم، می‌پذیریم که رابطه جنسی داشته باشیم.
  • وقتی دوست داریم با کسی صمیمی شویم، جلوی خودمان را می‌گیریم.
  • تعهدات و قول‌های خود را نسبت به دیگران زیر پا می‌گذاریم.
  • با دوستان خود به کارهایی می‌پردازیم که مایل نیستیم.
  • پشت سر دیگران حرف می‌زنیم.
  • تظاهر به دوست داشتن کسانی می‌کنیم که آن‌ها را دوست نداریم.
  • برای عزیزان خود وقت کافی صرف نمی‌کنیم.
  • احساسات خود را ابراز نمی‌کنیم.
  • خودمان را کوچک می‌کنیم یا کوتاه می‌آییم.
  • نیازهای دیگران را مهم‌تر از نیازهای خودمان می‌دانیم.

 

ما با این شیوه‌ها امنیت مالی خود را به خطر می‌اندازیم

  • بیشتر از درآمد خود خرج می‌کنیم.
  • پشت سر هم قرض می‌کنیم.
  • چک بی‌محل می‌کشیم.
  • درباره درآمد خود دروغ می‌گوییم.
  • پول پس‌انداز نمی‌کنیم.
  • حواسمان نیست که چقدر پول خرج می‌کنیم.
  • به هر شکل دزدی می‌کنیم.
  • به قرض‌های خود بی‌توجه هستیمو
  • صورت حساب‌های خود را دیرتر از موعد پرداخت می‌کنیم.

 

بیشتر ما همچنان به زیر پا گذاشتن خودمان و به رفتارهای بد ادامه می‌دهیم و گمان می‌کنیم با شرکت در یک دوره دیگر، خواندن یک کتاب دیگر یا داشتن افکار پرنشاط می‌توانیم سرکوب خودمان را ندیده بگیریم و کاری در این باره انجام ندهیم. تا وقتی یاد نگیریم که خودمان را زیر پا نگذاریم و بی‌ارزش نشماریم، کتاب‌های خودیاری، مراقبه هر روزه یا مرید شدن کمکی به ما نمی‌کند.

چه هنگام خودمان را زیر پا نمی‌گذاریم؟ چه هنگام متوجه می‌شویم که به خودمان تجاوز می‌کنیم و فقط خود ما می‌توانیم جلوی این خشونت درونی را بگیریم؟

اگر دوست دارید از مشاور و روانشناسی کمک بگیرید تا زندگی خود را بهتر بسازید و رفتار و رابطه بهتری با خودتان داشته باشید از این مشاورین که در حوزه مشکلات فردی تخصص دارند کمک بگیرید.

تجاوزهای ظریف و پیچیده

وندی تقریبا هر روز صبح با این تصمیم از خواب برخاست که غذای سالم بخورد. آن روز صبح تا عصر سر قول خود ماند، اما عصر یکی از همکاران به مناسبت تولدش شیرینی آورده بود. وندی به خود گفت بی‌ادبی است که شیرینی نخورد و یک شیرینی برداشت و همان موقع به صدای درونش که قولش را به او یادآوری می‌کرد، اعتنایی نکرد. وندی ناراحت و سنگین به خانه رفت. شب در هنگام مراقبه متوجه شد که مرتب با بدخوری به بدن خود تجاوز می‌کند.

امیلی مادر دو کودک خردسال، صبح به فرزندان خود قول داد که تا وقتی نخوابند تلویزیون تماشا نکند. اما پس از انجام کارهای خانه، غذا دادن به کودکان و بازی کردن با آن‌ها خسته شد و خواست کمی بنشیند و تلویزیون تماشا کند. بچه‌ها مخالفت کردند و امیلی با عصبانیت و وجدان ناراحت در حالی که بچه‌ها جیغ می‌زدند، تلویزیون را روشن کرد و به تماشای برنامه آن نشست.

شب امیلی با خودش خلوت کرد و پرسید:"چه کار کنم که فردا روز بهتری برای من و بچه‌ها باشد؟" در آن هنگام متوجه شد که دلش می‌خواهد وقت بیشتری را به خودش اختصاص دهد، اما خانه‌داری و بچه‌داری به او مجالی نمی‌دهد. او فهمید برای آن‌که خودش و بچه‌ها آرامش بیشتری داشته باشند، باید فکری کند. به یاد آورد که همسایه آن‌ها هم دو فرزند خردسال دارد، آن دو می‌توانستند هر کدام مدتی مواطب چهار بچه باشند تا آن یکی بتواند به کارهای شخصی خود برسد.

امیلی با احترام گذاشتن به خواسته درونی خود توانست چاره‌ای بیندیشد که شرایط را برای همه بهتر کند و او را از محدود داستانش بیرون بکشد.

 

معمولا تجاوزها و رفتارهای بد ما با خودمان بسیار ظریف و پیچیده هستند. آیا می‌گویید این مطلب ارتباطی به شما ندارد و شما چنین نمی‌کنید؟ آیا رفتارهایی مانند این را انکار می‌کنید؟ آیا آن‌ها را توجیه می‌کنید؟

توجه کنید! در چند روز آینده به دقت بنگرید و ببینید در کجاها به خودتان تجاوز می‌کنید؟ آیا به بهانه داستان زندگی‌تان مرتب خودتان را زیر پا می‌گذارید؟

این زندگی شماست و فقط خود شما می‌توانید آن را تغییر دهید. برای این کار باید با صداقت، مسئولیت زندگی خود را بپذیرید و کارهایی انجام دهید که دلخواه آن کسی‌ست که آرزو می‌کنید، باشید. 

 

 

منبع: کتاب راز سایه، نوشته دبی فورد

 

بیشتر بخوانید:

انتخاب های شما از چه جنسی است؟

خودشناسی ، ما از خودمان میترسیم.

هیچ وقت اجازه ندهید ترس هایتان تصمیم بگیرند