1398/10/24 16:22

عشق چیست ؟ انواع عشق

توسط مدیر / 0 نظر

عشق چیست؟ یک احساس است؟

بیوشیمی و ناشی از هورمون‌های سیستم اعصاب است؟  آیا فیزیکی است؟ ذهنی است؟ یا شاید معنوی و عرفانی است؟  آیا برخی از این‌هاست یا همه این موارد یا هیچ کدام؟!

این واژه (عشق) چندین معنا همچون احساسات فیزیکی، هیجانات قوی، تمایلات شدید، تصورات رؤیاگونه، تکانش‌های روانشناختی، احساسات و افکار جسمانی و فرایندهای خیال‌پردازانه را در برمی‌گیرد و شامل حالت‌های بسیار متفاوتی مثل ستایش، ایده آل سازی، اغواگری، دوستی و حتی وسواس فکری می‌شود.

چند نوع عشق وجود دارد؟

اگر در میان آثار دانشمندان، شاعران و عارفان به بررسی این احساس که بسیار درباره آن مطالعه شده اما همچنان درک چندانی از آن نشده است، بپردازید، متوجه خواهید شد که محبت‌های جسمانی که بین انسان‌ها وجود دارد و آن را عشق می‌نامند پنج نوع اصلی دارد:

  1. شیفتگی
  2.  عشق رمانتیک
  3. دوستی صمیمانه
  4. پیوند و تولید نسل
  5.  هوش عاشقانه

و صدها گونه دیگری از عشق که حاصل انشعاب، ترکیب و جابه جایی این چهار نوع هستند.

برای بررسی و تحلیل عشق، می‌توانیم از شیفتگی و هیجان جنون‌آمیز آن که دیوانه‌وار و وسواسی است که بر اساس تخیل و غلیان هورمون‌ها به وجود می آید شروع کنیم و تا عشق با دوام یا عشقی که با هوش عاشقانه همراه است، پیش برویم.

هوش عاشقانه چیست؟

هوش عاشقانه، عشقی است با مؤلفه‌های منطقی و عاطفی که همه وجود شما را درگیر همه وجود فردی دیگر می‌کند و مطمئن و باثبات است؛ حاصل یک حماسه است و نه یک هیجان و داستان کوتاه.

در افسانه‌ها و اسطوره‌ها می‌بینیم که قدرت عشق چنان جادویی دارد که می‌تواند یک مرد یا زن را به یک حیوان درنده یا درخت تبدیل کند، قورباغه‌ای را به پرنسسی زیبا و مجسمه بی‌جان مرمری را به زنی زیبا بدل کند.

قدرت عشق و عاشقانه‌ها می‌تواند معجزه آسا و جادویی باشد؛ می‌تواند اوج برترین تجربه‌های انسانی گردد، یا اوج درد و فلاکت و سقوط. چنین نگرشی که عشق را دگرگون کننده می‌داند و از خاطرات کودکی نشأت می‌گیرد و با عمیق‌ترین رؤیاهای ما در ارتباط است، اساس روایت بسیاری از اسطوره ها و شخصیت‌های عنوان شده در ادبیات است.

شور عاشقانه یا شیفتگی

شور عاشقانه (شیفتگی) می‌تواند نماد درد، اغفال، بیماری ذهنی، وسواس فکری، اعتیاد، حسادت بیمارگونه، مالکیت طلبی، اضطراب، تملک خواهی، شکاکیت و بدبینی، خشونت، وابستگی یا کششی مهلک و دیوانه‌وار باشد.

این دیدگاه باور دارد که شور و اشتیاق عشق (شیفتگی) می‌تواند منجر به خودویرانگری و دیوانگی شود.

عشق رمانتیک

در نوع عشق رمانتیک و دقیقاً در مرکز آن، احتیاجات اولیه حیوانی و هیجانی ما با تصورات فرهنگی و متمدن شخصی ما ترکیب می‌شوند و درهم می‌آمیزند و در نگرشی که ما نسبت به عشق داریم، انتخاب‌های ما و رفتارهای ما پدیدار می‌شود.

در عشق رمانتیک - که غلیان هیجان در آن آرام‌تر از مرحله شیفتگی‌ست - تمرکز روی یک محبوب خاص است و او می‌شود معنای زندگی شما.

مدام به او فکر می‌کنید و می‌خواهید با باشید. با این نوع عشق یک روز حال تان خوب است و روز دیگر بد. خانمی که به تازگی عاشق شده بود می گفت: "عشق، بهشت و جهنم با هم است؛ مثل ترن هوایی هیجانات است که گاهی بالا می‌رود و تو را سرخوش و سرزنده می‌کند و گاهی سرپایینی می‌رود و تو را ملول و غم زده می‌کند."

افلاطون - فیلسوف یونانی-  اعتقاد داشت فلسفه عشق رمانتیک فلسفه نیمه‌گمشده است. او عقیده داشت وقتی اولین بار انسان آفریده شد، به صورت زن و مرد توأمان بود. یعنی موجودی بود مرکب از زن و مرد با چهار پا و چهار دست و دو صورت. بعدها این موجود قدرتمند و عجیب توسط خدایان مورد غضب قرار گرفت و هنگام هبوط، به دو جنس مجزا تبدیل شد.

افلاطون می‌گفت جستجوی عشق، در واقع جستجو برای یافتن نیمه گمشده است که از روز ازل از شما جدا شده و پیدا کردن آن نیمه گمشده تنها راه کامل شدن است. در این نوع تفکر، عشق رمانتیک تنها عشقی است که می‌تواند احساس گرما و امنیتی که در درون بدن ما در خود حس می‌کردیم یا امنیت و حمایتی که در آغوش او داشتیم را تکرار کند.

نزدیکی فیزیکی و صمیمیت عاطفی که در عشق رمانتیک و روی یک محبوب خاص متمرکز می‌شود. شبیه همان پیوند اولیه است. عاشق بودن و دوست داشتن روشی است که انسان برای فرا رفتن از احساس انزوا و تنها ماندن در این جهان و مقابله با اضطراب هستی و مرگ از آن استفاده می‌کند.

عشق رمانتیک - از نوع سالم آن که همراه با احترام، توجه، وفاداری و قدردانی و آزادی است - عزت نفس را افزایش می‌دهد و باعث رشد و ارتقاء کیفیت زندگی می‌شود. عشق ورزیدن امکان زندگی کردن در لحظه حال را برای ما فراهم می ‌کند.

حتی گاهی عشق رمانتیک آنقدر شما را در لحظه‌های زمان حال به شکل جادویی غرق می‌کند که اصلاً متوجه گذر زمان نمی‌شوید و انگار زمان متوقف شده است.

عشق در نوع دوستی صمیمانه

عشق در نوع دوستی صمیمانه، یک پیوند متعهدانه و صمیمانه بدون آمیزش جسمانی است. در این نوع عشق که بین والدین و فرزندان و دوستی‌ها و رفاقت‌های پایدار شکل می‌گیرد، اساس رابطه مبتنی بر صمیمیت و همدلی است و سال‌ها می تواند تداوم یابد.

عشق در نوع پیوند و تولید نسل، رابطه زن و مرد بیشتر در خدمت آمیزش به قصد تولید نسل و ادامه بقاء است.

اکثر عشق‌های انسانی - به خصوص آن‌ها که غریزی و ناآگاهانه شکل می‌گیرند - برای آمیزش و تولید مثل و ادامه بقاء و گردش طبیعت است (حتی اگر زن و مرد به شکل خودآگاه علاقه‌ای به فرزند و تولید نسل نداشته باشند اما به شکل غریزی و ناخودآگاه با این هدف به سمت هم جذب می‌شوند).

این نوع عشق اغلب با کشش های هیجانی - و درست مانند انواع حیوانات و موجودات زنده دیگر-  آغاز می‌شود که تجربه‌ای کاملاً فیزیکی است و شامل همه حواس می شود؛ اما بیشتر و به خصوص شامل حس چشایی، بویایی و لامسه می‌شود.

مراسم خاص، حرکات و نمایش های پر زرق و برق برای جلب توجه دیگران و کشاندن موجودات نر و ماده به سمت خود - در انسان و حیوان- بخشی از رقص صمیمانه عشق در سراسر قلمرو حیوانات و انسان است.

در میان نژاد بشر، می‌توانید رقابت، چشم و هم چشمی، زیباسازی خود و موقعیت خود را به رخ این و آن کشیدن را برای جلب جفت و آمیزش با آن به راحتی مشاهده می‌کنید؛ همین نوع مراسمات جلب جفت را در بین حیوانات در فصل جفت‌گیری نیز به سادگی می‌توانید مشاهده کنید. به طور مثال، هر سال بهار دسته های بوقلمون‌های وحشی را می‌توانیم ببینیم که چگونه در فروردین و اردیبهشت برای جفت‌یابی دست به کار می شوند. بوقلمون های وحشی چندین جفت دارند. نرها از خود صدا درمی آورند، می‌خرامند و دم خود را باز می‌کنند و نمایش مهیجی از پرهای خود را اجرا می‌کنند تا حرمسرایی از ماده‌ها را جذب خود کنند (درست مثل مردهایی که با مدل ماشین و لباس و ساعت و کفش مارک خود در خیابان و مهمانی‌ها رژه می‌روند تا زنان زیادی را جذب خود کنند).

ابتدا ماده بوقلمون‌ها تظاهر می‌کنند که هیچ اتفاق مهمی نیفتاده و بی‌تفاوت به دانه‌هایی که روی زمین ریخته نوک می‌زنند (درست مثل زنانی که تحت تأثیر مردها قرار می‌گیرند اما در ابتدا تظاهر می‌کنند که این طور نیست)؛ با بیشتر شدن شوق و تمایل بوقلمون‌های نر، سرشان از سفید به آبی کبود تغییر رنگ می‌دهد و پرهای دم شان مثل بادبزن رقاص اسپانیایی فلامینگو باز می‌شود. نرهای بالغ صدایشان بلندتر می‌شود تا ماده‌ها را جذب کنند و رقبای نر را دور کنند (درست مثل نمایش مردانه‌ای که بسیاری از مردها برای دور کردن مردهای دیگر از زنی که مورد علاقه‌شان واقع شده استفاده می‌کنند).

هم نرها و هم ماده‌های بوقلمون سر و صداهای زیادی می‌کنند و به سمت هم می‌روند و سرانجام در میان علفزار ناپدید می‌شوند تا آمیزش صورت گیرد (درست مثل مرد و زنی که سرانجام بعد از نمایش پر کش و قوس جلب جفت، بلأخره جلب هم می‌شوند).

تمام این صحنه‌ها مثالی از کشش هیجانی و غریزی در گویاترین شکل آن در انسان و حیوان است. در انتها در این نوع عشق ناشی از پیوند و باروری، توله‌ها و بچه‌ها و فرزندانی تولید می‌شوند تا در خدمت ادامه بقاء باشند.

برای گرفتن مشاوره روانشناسی تلفنی و مشاوره روابط زناشویی اپلیکیشن تلیار را نصب کنید و یا به آدرس web.teleyare.com بروید و اولین تماس تلفنی خود را با مشاور و روانشناس منتخب خود بگیرید.

عشق در نوع هوش عاشقانه یا عشق با دوام

عشق در نوع هوش عاشقانه یا عشق با دوام، با بیشتر مؤلفه‌های انسانی همراه بوده و آگاهانه و بالغانه است، عشقی پرشور و صمیمانه همراه با جاذبه های فیزیکی است که نه ناشی از غلیان دیوانه‌وار هورمون‌های شیفتگی است، نه مثل ترن هوایی هیجانات شما را مدام بالا و پایین می برد(عشق رمانتیک)، و نه در خدمت آمیزش و باروری به قصد ادامه بقاء و گردش طبیعت در ردیف حیوانات و موجودات دیگر است؛ بلکه صمیمیت عاشقانه پرشور و مداومی است که باعث می‌گردد هم شما و هم طرف مقابل‌تان منطقی‌ترین و انسانی‌ترین رفتار را داشته باشید.

این گونه عشق فرصتی برای رشد و پیشرفت و حمایت عاطفی هر دوی شماست و امکان رشد فردی و بلوغ روانی را فراهم می‌سازد و هر دوی شما را برای انسانی بهتر شدن تغییر می‌دهد و شخصیت‌تان را بهبود می‌بخشد.

رابطه مبتنی بر هوش عاشقانه، از درک بالا و شخصیت باهوش و جذاب زن و مردی نشأت می‌گیرد که مراحل تکامل فردی را در تنهایی خود طی کرده اند و کاملاً آگاه از ماهیت خود و چرایی و چگونگی زندگی، حرفه‌ای و مسلط وارد ارتباط با یکدیگر می‌شوند.

عشقی که ناشی از هوش عاشقانه است مثل رودخانه‌ای عمیق و آرام است و مثل شیفتگی و جنون شهوت متلاطم و پرآشوب و کم عمق نیست. عشق ناشی از هوش عاشقانه بیش از هر نوع دیگری از عشق، بیشتر جنبه‌های وجودی انسان را دخیل می‌کند یا از آن الهام می‌گیرد و به حس زندگی، تمایلات جسمی، بدن ما و ارزش های ما انرژی و نیرو می‌دهد.

چنین ارتباط عجیب و عمیقی که با فرد مورد علاقه خود برقرار می‌کنید و به او اعتماد دارید و زندگی خود را با او آغاز می‌کنید، به نوعی بازگشت به منزل وجود ذاتی شما و آشتی با خویشتن درونی شماست.

چنین عشقی ناشی از ایده آل سازی، خیالپردازی و فرافکنی‌های ناخودآگاه یا ناشی از کمبودها و خلاءهای دوران کودکی و زخم‌هایی که در زندگی خورده‌اید، نیست.

در این عشق، شما محبوب و همسر خود را به این دلیل دوست دارید که او شایسته عشق و احترام و ستایش است. عشقی که به او دارید باعث می‌شود به خاطر موفقیت‌های او خوشحال شوید، وقتی دچار ناراحتی یا اشتباهی می‌شود حس حمایت شما برانگیخته می‌شود و انسانیت او را حتی وقتی در بدترین شرایط باشد کاملاً می‌پذیرید.

عشق شما به او همراه با وفاداری، تعهد، مسئولیت پذیری، صمیمیت، آزادی و رفاقت است؛ عشقی عمیق و آرام که تغییرات تزلزل آمیز کمی دارد. معنایش این نیست که عشقی یکنواخت و کسالت‌آور است، بلکه مانند تکه‌های ذغال افروخته کف منقل که بعد از رفتن مهمان‌ها و تمیز شدن آشزخانه هنوز می‌سوزد و گرمای مطبوعی دارد، قابلیت شما برای شور و شهوت و آرامش ناشی از آن در جای خود باقی است و تمایلات شما به علت پایان پذیرفتن گرمای عشق از بین نمی‌رود.

عشقی که از نوع هوش عاشقانه است بیشتر ناشی از آگاهی و بلوغ عاطفی است و بیشترین نشانه های عشق انسانی را همراه خود دارد و قابل اعتمادتر و عمیق تر است و قابلیت ارضای تمایلات به انسانی‌ترین حالت خود را دارد. نوع عشقی که با تأسف بسیار خیلی در بین زنان و مردان و روابط انسانی رواج ندارد، زیرا بیشتر افراد درگیر ارضاء غرایز ابتدایی خویش هستند و در این راه مدام فریب می‌خورند و زخم می‌خورند و درد می‌کشند.

برای گرفتن مشاوره روانشناسی تلفنی و مشاوره روابط زناشویی اپلیکیشن تلیار را نصب کنید و یا به آدرس web.teleyare.com بروید و اولین تماس تلفنی خود را با مشاور و روانشناس منتخب خود بگیرید.

نویسنده: زینب سعیدنیا

بیشتر بدانید:

بیان نیاز و خواسته در رابطه

ذهن زنانه در کنار ذهن مردانه

چطور به کسانی که دوستشان داریم نشان دهیم که برای ما اهمیت دارند