1398/11/03 11:41

فرافکنی کردن و احساس رضایت و خوشحال بودن

توسط مدیر / 0 نظر

فرافکنی چیست؟

فرافکنی یعنی این‌که یکی از جنبه‌های زندگی درون خود را به اشتباه به شخص یا چیزی در دنیای بیرون نسبت بدهیم. به این ترتیب دیگر مجبور نیستید خودتان مسئولیت آن را بر عهده بگیرید.

وقتی یک بخش ناشناخته از خودتان را فرافکن می‌کنید، این قدرت را به چیزها و اشخاص دیگر می‌دهید که شما را خوشبخت یا بدبخت کنند. بعد برمی‌گردید و آن شخص یا موقعیت را تحسین یا سرزنش می‌کنید، در حالی که تمام مدت شما در حال واکنش نشان دادن به یک بخش درونی و ناآگاه خودتان هستید.

 

چند نمونه از فرافکنی

در اینجا به جند نمونه از موارد فرافکنی اشاره می‌کنیم.

شما احساس آشفتگی می‌کنید، بنابراین بر سر همکارانتان فریاد می‌کشید که چرا برنامه منظم و سازمان‌دهی شده‌ای ندارند.

منفی‌بافی مادرتان را دوست ندارید و این مسئله شما را دیوانه می‌کند، اما نمی‌توانید منفی‌گرایی‌های خودتان را ببینید. برایتان راحت‌تر است که همه منفی‌بافی‌ها را روی او فرفکن کنید.

شما قدرت و اعتماد به نفس مرد خوش قیافه‌ای را که در آپارتمان رو به رو زندگی می‌کند می‌ستایید و فکر می‌کنید اگر او عاشق شما می‌شد زندگی جقدر عالی بود - بنابراین قدرت درونی خود را روی یک فرد غریبه فرافکن می‌کنید.

روبای زندگی کردن در یک شهر یا فرهنگ دیگر را در سر می‌پروردانید که مردمش هرگز سرما نمی‌خورند، همسایه‌ها همیشه مهربان و باسخاوت هستند، و بچه‌ها هیچ وقت گریه نمی‌کنند، و این توانایی شما را برای رسیدن به احساس رضایت روی یک مکان یا شرایط دیگر فرفکن می‌سازد. اما برای راضی و خشنود بودن لازم نیست شما خود را به جای دیگری بگیرید، بلکه فقط باید در میان فرافکنی‌های خود کندوکاو کنید.

 

فرافکنی چطور عمل می‌کند؟

درست به همان شکلی که یک پروژکتور در سالن سینما عمل می‌کند، تصویر کوچک درون شما بر روی یک پرده بیرونی فرافکن می‌شود. یک واقعیت عینی به نظر می‌رسد و درست همان طور که در سینما اتفاق می‌افتد، از زندگی بزرگتر می‌باشد و با احساس‌ها، صحنه‌های دراماتیک و طرح‌های غلط و تحریف شده همراه است.

فرافکنی‌ها دنیا را به شکل نسخه‌ای از چهره ناشناخته خود شما درمی‌آورند که شامل کیفیت‌ها و احساساتی است که معمولا شما در خودتان انکارش می‌کنید اما در دیگران به سادگی آن را می‌بینید.

 

نمونه‌هایی از فرافکنی

 

[image src="http://www.teleyare.com/wp-content/uploads/2019/09/پدر-مستبد-و-فرافکنی.jpg" size="" width="700" height="" align="center" stretch="0" border="0" margin_top="" margin_bottom="" link_image="" link="" target="" hover="" alt="" caption="" greyscale="" animate=""]

 

در اینجا به دو نمونه دیگر اشاره می‌کنیم. فرض کنید پدر شما انسانی بوده است مستبد و شما نتوانستید این خصوصیت او را تحمل کنید تا بزرگ شوید بنابراین مجبور به ترک او شدید. ممکن است در مراحل بعدی زندگی این خصوصیت استبداد را روی افراد با قدرتی مثل پزشکان و رئیس و روسا فرافکن کنید و در رابطه با آن‌ها دچار مشکل عدیده‌ای شوید.

همچنین ممکن است همه چیز ناشی از استبداد درونی خود شما باشد، یعنی آن بخش پنهان از خودتان که موشکاف و متوقع است و هرگز راضی نمی‌شود - اما شما بیشتر دوست دارید این خصوصیت را به جای خودتان در دیگران ببینید و از آن متنفر باشید. این آخرین چیزی است که در مورد خودتان می‌خواهید باور کنید، پس این استبداد درونی را فرافکن می‌نمایید.

یا این‌که به فرض شما همیشه دختر کوچولوی عزیز و دردانه پدر بوده‌اید، حالا که بزرگ شده‌اید احتمالا در این زمینه مهارت پیدا کرده‌اید که با مورد تحسین و تمجید قرار گرفتن آن‌چه را که می‌خواهید به دست آورید.

شاید نقش پدر مهربان را به آسانی روی دیگران فرافکن کنید و از آن‌ها هم انتظار داشته باشید که مثل پدرتان از شما طرفداری و حمایت کنند. خود شما نمی‌توانید از خودتان محافظت کنید و عزت نفستان در ناخودآگاه شما رشد نکرده باقی مانده است. احتمالا بیشتر اوقات خودتان را در مقابل دیگران ضعیف و وابسته به آن‌ها می‌یباید.

 

وقتی از کسی خوشمان نمی‌آید

هر وقت کسی بیرون از ذهن ما آزارمان می‌دهد، می‌توانیم فرض کنیم که دلیل ناراحتی ما فقط در وجود آن شخص نیستو در وهله اول این طور به نظر می‌رسد که علت نارضایتی ما به وضوح در "بیرون" قرار دارد: فروشنده مغازه‌ای که بی‌ادب بود، همکار قدرنشناس، پدر یا مادر منفی‌باف، یا همسر خودمحور. حقیقت دارد که خصوصیاتی که فرافکن می‌کنیم در "بیرون" یافت می‌شوند، اما دلیل اصلی نارضایتی ما را تشکیل نمی‌دهند. کندوکاو کردن در میان فرافکنی‌هایمان زشتی‌ها و حماقت‌های دنیا را از میان برنمی‌دارد، بلکه می‌تواند به ما کمک کند که حقایق درونی و بیرونی را از هم مجزا کنیم و در نتیجه حجم زیادی از نارضایتی‌هایمان را از بین ببریم.

 

تمرینی برای بهتر شناختن خود

از این تمرین ساده استفاده نمایید. به اشخاصی فکر کنید که اصلا از آن‌ها خوشتان نمی‌آیدو یک فهرست از آن خصوصیاتی که این افراد دارند و مورد تنفر شماست تهیه کنید، از قبیل پرخاش‌حویی، غیبت کردن، دنائت، دورویی، جلف بودن، خساست و نظایر آن.

لحظاتی وقت صرف کنید و فهرستی را که تهیه کرده‌اید با یک دوست یا همسرتن مرور نمایید. به توصیف شخص مورد تنفر خود بپردازید. بعد برای بار دوم این فهرست را مرور نمایید ولی هر یک از خصایص را به شکل عبارت "من ... هستم" ادا کنید. نفس شما احتمالا این مسئله را انکار خواهد کرد و حتما به سرعت به این نتیجه می‌رسید که عجب تمرین احمقانه‌ای است. اما اگر لحظاتی روی فهرست خود تعمق کنید، احتمالا می‌توانید روی دیگر ِ خودتان را به اجمال ببینید.

 

همه، خصوصیات منفی خود مثل تنبلی، حرص، خسادت، دسیسه‌گری، بزدلی و ترس را روی دیگران فرافکن می‌کنند. ما بیشتر ترجیح می‌دهیم این خصوصیات را در والدین یا همسایه‌هایمان ببینیم تا شاهد آن در خودمان باشیم. اما حیرت‌انگیزتر این‌ه ما خصوصیات مثبت را نیز فرافکن می‌کنیم. مردم جنبه‌های خوب ناخودآگاه خود را هم بیشتر و با جدیت‌تر از صفات منفی خویش پنهان می‌سازند.

 

منبع:

کتاب احساس رضایت، نوشته رابرت جانسون/ جری‌رول

 

بیشتر بخوانید:

در جلسه مشاوره روانشناسی چه اتفاقی می‌افتد؟

خودمان (ن) باشیم!!

یک فروشنده خوب باش

احساس تنهایی و راه رهایی از آن