1399/02/24 13:14

همه چیز درباره شکست عشقی

توسط مدیر / 0 نظر

شکست عشقی اتفاقی است که در زندگی اکثر افراد رخ می‌دهد و تا حدی می‌توان آن را طبیعی دانست. این مساله ممکن است در سنین مختلف و یک یا چند بار در زندگی، روی دهد و قاعده خاصی نمی‌توان برای آن در نظر گرفت، البته شدت و احتمال رخ‌داد آن در سن بلوغ به دلیل احساسات نوجوانی و ترشح هورمون‌های رشد، بیشتر است ولی مواردی وجود دارد که از شکست عشقی، حتی در بین کودکان دبستانی حکایت می‌کند.  

شکست عشقی دلایل مختلفی دارد همواره این‌گونه نیست که جواب نه شنیدن موجب شکست عشقی شود، بعضا ممکن است هر دو طرف عاشق هم باشند ولی بنا به دلایل و شرایط گوناگون مجبور به فاصله گرفتن شوند که این نوع شکست از سخت‌ترین انواع آن است. در این مقاله سعی داریم با رویکردی متفاوت و ژرف، به شکست عشقی و زوایای گوناگون پیدا و پنهان آن بپردازیم.

 

شکست عشقی چیست؟

سوالی که گاهی به ذهن متبادر می‌شود این است که این اصطلاح رایج واقعا چه معنی و مفهومی دارد؟

آیا هر گاه دو نفر با هم آشنا شوند و رابطه‌ای شکل نگیرد شکست عشقی رخ داده است؟

در شکل کلی و عمومی به ناکامی در شکل نگرفتن رابطه یا ادامه دادن آن، شکست عشقی گفته می‌شود، ولی در معنای دقیق‌تر و بهتر شکست با ناکامی متفاوت است، شکست در واقع زمانی رخ می‌دهد که رابطه‌ای شکل گرفته ولی ادامه آن بنا به هر دلیلی میسر نشده است ولی ناکامی به نرسیدن به معشوق و محبوب و شکل نگرفتن رابطه عاشقانه اشاره دارد. رابطه عاشقانه مثل یک پروژه وقتی شروع می‌شود ولی فرومی‌پاشد شکست رخ داده است.

اشتباه متداولی که وجود دارد این است که ما حس می‌کنیم شکست عشقی غالبا فقط برای یکی از طرفین که از سمت طرف مقابل رانده شده است رخ می‌دهد در صورتی که هرگز چنین نیست، گاهی شخصی که رابطه را پایان می‌دهد شکست سخت‌تری را متحمل شده است. اگر به چشم یک پروژه به رابطه عاشقانه بنگریم پایان یافتن آن برای هر دو طرف شکست است، فقط شدت و ضعف آن ممکن است متفاوت باشد.

 

آیا فراموشی راه‌ حل خوبی است؟

در شکست یا ناکامی هرگز فراموش کردن کار عاقلانه‌ای نیست و اصلا ممکن نیست. ما فقط سعی در فراموشی داریم و سرپوش روی احساساتمان می‌گذاریم در حقیقت با پاک کردن صورت مساله سعی در کتمان روانی آن‌چه رخ د اده است داریم، حال آن‌که با چنین رویکردی، این احساسات، گاهی در خلوت و گاهی حتی در روابط دیگر ما، ممکن است مثل یک دمل چرکین سرباز کند و تاثیراتی مخرب بگذارد، پس راه حل چیست ؟

یک کلمه کلیدی وجود دارد که درمان یا دست کم التیام درد است: کنار آمدن. ما باید با دردهای خود کنار بیاییم. واقعیت این است که ما فراموشی نداریم که یادمان برود چه در زندگی روی داده است.

 

چگونه با شکست عشقی کناربیاییم؟

شاید این‌که بگوییم رویکردی منطقی داشته باشید کلیشه‌ای به نظر بیاید ولی واقعا تنها نجات دهنده همین است. رویکرد منطقی به چه معناست؟

ما در احساسات خود گاه دچار اغراق روانی می‌شویم یعنی بر اثر شکست، ممکن است در ذهن خود آن رابطه را بیش از آن‌چه که واقعا بوده است عاشقانه تصور کنیم یا طرف مقابل را به دلیل این‌که از او دور شده‌ایم بی‌عیب و نقص در نظر می‌گیریم و روی اشکالات او یا تفاوت‌هایی که با یک‌دیگر داشته‌ایم، سرپوش می‌گذاریم و افسوس می‌خوریم که یک رابطه فوق‌العاده با فردی بی‌نظیر خاتمه یافته است.

در صورتی که در اکثر مواقع این‌طور نیست و دو طرف اختلاف‌های فراوان و تفاوت‌های مشهود داشته‌اند که موجب جدایی شده است، ولی چون ذهن افراد علاقه دارد از پایان یک رابطه دراما بسازد و غصه بخورد واقعیت را در نظر نمی‌گیرد، این اتفاق بسیار متداول و تا حدی طبیعی است، چون فشار خاطرات ذهن را درگیر می‌کند و دراما می‌سازد. حال چه راه‌کاری وجود دارد؟

گام اول پذیرش و آگاهی است. باید از لحاظ روانی بپذیریم که رابطه دوستی یا ازدواج تمام شده است. برای این کار بهتر است ابتدا تمام راه حل‌های عاقلانه برای بهبود رابطه را پشت سرگذاشته باشید و امتحان کرده باشید و بعد قاطعانه و منطقی رابطه خاتمه یافته باشد. در این صورت دیگر افکاری مثل این‌که «شاید مشکلات حل شود» یا «یک فرصت دیگر به خودمان بدهیم» به سراغ‌مان نمی‌آید و شکست در رابطه عاشقانه را مثل شکست در یک پروژه کاری می‌پذیریم.

 

گام دوم نه از خودمان فرشته بسازیم که مورد سوءاستفاده قرار گرفته و نه از طرف مقابل غول بسازیم که ما را شکنجه کرده است یا برعکس نه خودمان را مقصر مطلق بدانیم نه او را بی‌عیب و نقص، رویکرد منطقی و بالغ یعنی این‌که اشتباهات خود و طرف مقابل را در نظر بگیریم به طور واقع‌بینانه و به هیچ عنوان سعی در اغراق احساسات و اعمال خود و آن فرد نداشته باشیم.

 

خود و شریک سابق‌مان را ببخشیم. همه افراد مشکلاتی دارند و ما هم از این دایره مستثنی نیستیم. ببخشیم و بگذریم.

 

دچار خود انتقادگری بیش از حد نشویم. پذیرش اشتباهات با این‌که خودمان را از ریشه زیر سوال ببریم متفاوت است. از اشتباهات‌مان درس بگیریم و از آن عبور کنیم.

 

به خود فرصت دهیم. وقتی با شکست عشقی رو به رو می‌شویم حس می‌کنیم جهان پایان یافته است و ممکن نیست این درد التیام یابد ولی با گذشت زمان بسیاری از تألمات روحی پایان یا دست کم التیام می‌یابد. بعضی موارد و مشکلات را به زمان واگذار کنیم.

 

عزاداری کنید. به اندازه کافی عزاداری کنید. خود را برای گریه کردن و اشک ریختن شماتت نکنید و فکر نکنید اگر اشک بریزید ضعیف هستید. گریه کردن و غصه خوردن تا حدی طبیعی است. بگذارید احساساتتان برروز پیدا کند و خود را به بند نکشید.

 

غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کنید. در توسعه و شکوفایی فردی خود کوشا باشید تا موفقیت در سایر زمینه‌ها بتواند شما را آرام و صبور و منطقی کند.

 

چارلز بوکوفسکی جمله معروفی دارد با این مضمون: عشق حاصل یک مواجهه است. بپذیرید که جهان پایان نیافته شما می‌توانید دوباره عاشق شوید. میلیاردها انسان دیگر وجود دارند که می‌توانند شما را شیفته و عاشق خود کنند.

در پایان همه ما می‌دانیم که با ناکامی و شکست عشقی دنیا برای ما به پایان نمی‌رسد و همیشه فرصتی برای شروع دوباره وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر (0)