1398/11/03 10:55

کارهای کوچک حاکی از مهربانی

توسط مدیر / 0 نظر

کارهای کوچک حاکی از مهربانی انجام دهید

آبا تاکنون روزی را گذرانده‌اید که در آن روز همه چیز بد پیش برود؟ واقعا احساس افسردگی می‌کنید... و بعد یک دفعه، یک نفر به شما حرف مهربانی می‌زند و تمام روزتان را عوض می‌کند.

گاهی اوقات کوچک‌ترین چیزها، یک سلام یا یک یادداشت با محبت، بک لبخند، یک تمجید، یا یک در آغوش کشیدن می‌تواند تفاوت بزرگی را به وجود آورد. اگر می‌خواهید روابط دوستانه‌ای برقرار کنید، سعی نمایید کارهای کوچک انجام دهید زیرا در زمینه روابط، کارهای کوچک همان کارهای بزرگ هستند.

همان طور که مارک تواین گفته است: "من می‌توانم مدت سه ماه با تکیه بر یک تمجید خوب زندگی کنم."

یک ضرب المثل ژاپنی است که می‌گوید:"یک حرف شیرین مهربانانه می‌تواند مرا سه ماه زمستان گرم نگه دارد."

 

عملی حاکی از مهربانی

یک دفعه یکی از دوستانم به نام رنون، در مورد برادرش صحبت کرد:

وقتی کلاس اول دبیرستان بودم، برادرم هانز که سال سوم دبیرستان بود برایم مظهر شهرت بود. او در ورزش ماهر بود و دوستانن زیادی داشت. خانه ما همیشه پر از دوستان خوب او بود.

هانز از ربکا نایت مشهورترین دختر . مدرسه خواست تا با او به جشن فارغ التحصیلی برود و او پذیرفت. برادرم کت و شلواری اجاره کرد. گل خرید و همراه دوستان مشهور دیگرش لیموزینی کرایه نمود و میزی را در یک رستوران پر زرق و برق رزرو کرد. بعد فاجعه‌ای رخ داد و آن، این‌که بعد از ظهر روز جشن، ربکا دچار آنفلونزای شدیدی شد. هانز بدون همراه مانده بود و برای خواهش کردن از دیگران هم دیر شده بود.

هانز می‌توانست به روش‌های مختلفی عکس العمل نشان دهد. مثلا عصبانی شود،احساس بدبختی کند، تقصیر را گردن ربکا بیندازد یا حتی فکر کند که بو واقعا مریض نبوده و فقط می‌خواسته با او بیرون نرود. در این صورت او مجبور می‌شد باور کند که یک بازنده است. ولی هانز نه تنها ترجیح داد که خون‌سرد باشد بلکه تصمیم گرفت دختر دیگری را خوشحال کند و بهترین شب زندگی او را بسازد.

او از من درخواست کرد. بله من! خواهر کوچک او! او از من خواست که با او به جشن فارغ التحصیلی مدرسه‌اش بروم!

آیا می‌توانید شور و هیجان مرا تصور کنید؟ من و مادرم برای حاضر شدن دور اتاق می‌چرخیدیم، ولی وقتی لیموزین با تمام دوستان هانز جلوی خانه ظاهر شد، نزدیک بود جا بزنم. چه فکری درباره‌ام می‌کردند؟ ولی هانز فقط لبخند زد، دستش را به من داد و با افتخار مرا تا ماشین بدرقه کرد. انگار که من ملکه مجلس هستم. او حتی به من هشدار نداد که بچگانه رفتار نکنم. او از بقیه عذرخواهی نکرد. او این واقعیت را که من لباس ساده و دامن معمولی کلاس پیانمام را پوشیده بودم، نادیده گرفت. در حالی که تمام دختران دیگر لباس‌های رسمی و زیبایی پوشیده بودند.

در مهمانی از دیدن این همه زرق و برق خیره شده بودم. طبیعی بود که روی لباسم آب‌میوه بریزم. مطمئنم که هانز به تمام دوستانش رشوه داد تا با من مهربان باشند. زیرا حتی یک بار هم تنها نماندم. بعضی از آن‌ها حتی وانمود کردند که به من بیش‌تر از دیگری توجه دارند. به من خیلی خوش گذشت و به هانز هم همین‌طور. واقعیت این است که تمام شب، همه با من مهربان بودند و فکر می‌کنم قسمتیاز آن به خاطر این باشد که هانز ترجیح داد به من افتخار کند. شب رویایی زندگی‌ام بود و من فکر می‌کنم که تمام بچه‌های مدرسه عاشق رفتار برادرم شدند. برادری که به اندازه کافی خون‌سرد، مهربان و پر از اعتماد به نفس بود، تا خواهر کوچکش را به جشن فارغ التحصیلی دبیرستانش ببرد.

 

اگر همین‌طور باشد که این ضرب المثل ژاپنی می‌گوید:"یک کلمه‌ی دل‌نواز می‌تواند آدم را سه ماه زمستان گرم نگه دارد"، پس فکر کنید یک عمل حاکی از مهربانی چند ماه زمستان را گرم نگه می‌دارد؟

 

کارهای مهربانانه ساده انجام بدهید

برای یافتن فرصت جهت انجام کارهای کوچک حاکی از مهربانی، نیازی به زیاد گشتن نیست. مرد جوانی به نام لی این داستان را تعریف کرد:

من نماینده کلاس سوم دبیرستانمان هستم. تصمیم گرفته بودم که با قرار دادن یک یادداشت ساده در جعبه بازرسان شخصی دانش‌آموزان، رفتار کوچکی حاکی از مهربانی انجام دهم. در یادداشتم که نوشتن آن‌ها پنج دقیقه طول مشید، به آن‌ّا گفتم، از کارهایی که انجام می‌دهند سپاس‌گزارم.

روز بعد یکی از بچه‌ها که برایش یادداشتی نوشته بودم به طرفم آمد و مرا به طور ناگهانی در آغوش کشید. او بابت یادداشت از من تشکر کرد و نامه و شکلاتی به دستم داد. در نامه نوشته بود که روز خیلی بدی را گذرانده و خیلی تحت فشار بوده و احساس افسردگی می‌کرده است. یادداشت کوچک من تمام وضعیت آن روز او را تغییر داده و به او کمک کرده تا با خوش‌حالی کارهایی را که موجب دردسر او شده بودند، به پایان برساند. مسئله عجیب این بود که وقتی یادداشت را به او دادم او را به سختی می‌شناختم و مطمئن بودم که از من خوشش نمی‌آید چون که هیچ وقت به من توجهی نداشت. چه‌قدر عجیب! باورم نمی‌شد که یادداشت ساده این‌قدر برای او اهمیت داشته باشد.

 

اعمال حاکی از مهربانی گروهی

اعمال حاکی از مهربانی نباید همیشه فردی باشند. بلکه برعکس شما می‌توانید  با دیگران همراه شوید. یک داستان به یاد دارم و آن مربوط به هنگامی است که دانش‌آموزان دبیرستان ژولیت در نزدیکی شیکاگو، دختری به نام لری که حتی امکان کاندیدا شدنش هم برای ملکه دبیرسالن وجود نداشت را برای ملکه دبیرستان انتخاب کردند.

خوب است بدانید، بر خلاف بیش‌تر دانش‌آموزان، لری نقض عضو داشت و در مدرسه با صندلی چرخ‌دار الکتریکی راه می‌رفت. هم‌چنین به دلیل فلج مغزی، کلامش برای فهمیدن سخت و حرکاتش ناخوشایند بود.

او بعد از انتخاب شدن به کاندیدایی ملکه مدرسه، توسط دانش‌آموزان مدرسه تحارت امریکا، در فهرست نامزداهای انتخاباتی، اولین نفر آن لیست شد و به زودی هم در یک جلسه دوستانه اعلام شده برنده شده است. تمام دو هزار و پانصد دانش‌آموز به طور دسته حمعی شروع به سر دادن شعار "لری! لری!" کردند. روز بعد هم او هنوز در منزلش مشغول ملاقات با عیادت‌کنندگان و دریافت شاخه‌های رز بود.

وقتی از او پرسیده شد تا کی قصد دارد تاجش را بر سرش بگذارد. او جواب داد: "برای همیشه."

 

همدلی و مهربانی

از قانون طلایی اطاعت کنید و یا دیگران طوری برخورد نمایید که دوست دارید با شما برخورد شود. به معنی چیزی که برای دیگری انجام می‌دهید بیندیشید نه درباره معنی که برای شما می‌دهد.

ممکن است یک کادوی زیبا برای شما محبت‌آمیز باشد ولی برای دیگری یک گوش‌شنوا. هر وقت حرف زیبایی برای گفتن دارید اجازه ندهید آن حرف بپوسد، آن را بیان کنید.

همان طور که کن بلنچارد در کتابش به نام «مدیر یک دقیقه‌ای» نوشته است:

"فکرهای خوب بیان نشده به اندازه یک پنی ارزش ندارند!"

بنابراین منتظر نباشید که شخصی بمیرد تا به او گلی تقدیم کنید.

برای یادگیری مهارت های ارتباطی می‌توانید با مشاوران متخصص در این زمینه صحبت کنید: مشاور و روانشناس روابط

 

منبع: هفت قدم در راه موفقیت، نوشته شان کاوی

بیشتر بخوانید:

پنج روش نادرست گوش دادن

دلایل کاهش صمیمیت در روابط زناشویی را بشناسید

تاثیر کلمات ، چه چیزهایی به خود می‌گویید؟