1398/11/05 12:39

۴ روش فرزند پروری

توسط مدیر / 0 نظر

سبک‌های فرزند پروری

سبک‌های فرزند پروری انواعی از پرورش کودک است که بر اساس رفتارهای والدین و واکنش یا پاسخ‌دهی به رفتارهای کودک شکل می‌گیرد این سبک‌ها ساختارهایی است که ماهیت روابط والد و کودک را منعکس می‌کند و شیوه‌ی غالب تربیت فرزند را نشان می‌دهد.

  • شیوه فرزند پروری مقتدرانه
  • شیوه فرزند پروری قدرت‌طلبانه
  • شیوه فرزند پروری سهل گیرانه
  • شیوه فرزند پروری مسامحه کارانه

 

شیوه فرزند پروری مقتدرانه

در این شیوه والدین طرفدار گفتگو هستند و دلایل رفتار خود را برای فرزندان شرح می‌دهند. آنان به فرزندان خود فرصت اعتراض می‌دهند و تربیت خاصی را با دلیل به آنها تفهیم می‌کنند.

والدین در این شیوه‌ی تربیتی محدودیت نیز قائل می‌شوند اما فردیت فرزندانشان را در نظر می‌گیرند چنین والدینی والدین گرمی هستند و خود را بی‌خطا نمی‌دانند فرزندان این والدین پیش از دیگران اعتمادبه‌نفس و خودگردانی دارند و تکانه‌های خود را بهتر کنترل می‌کنند.

پدران و مادران مقتدر ترکیبی از نظارت شدید توجه به فردیت اختیار دادن به‌جا و ارتباطی همراه با سعه‌صدر دارند و به همین دلیل فرزندانی مستقل و توانا پرورش می‌دهند.

 

شیوه فرزند پروری قدرت‌طلبانه

فرزند پروری مستبدانه با درخواست‌ها و توقعات بسیار والدین و پاسخ‌دهی کم آنان دیده می‌شود. والدین مستبد انتظارات بسیاری از فرزندان خود دارند و در تعامل با فرزندان عواطف اندکی نشان می‌دهند.

آنان برای دستورات خود ارائه دلیل را لازم نمی‌دانند و بر اطاعت و احترام بدون چون‌وچرای فرزندان تأکید می‌کنند، اختیار و آزادی کمی به آن‌ها می‌دهند و معتقدند که رفتار کودکان باید مطابق نظر آنان باشد.

در این شیوه‌ی فرزند پروری گفتگو جایگاهی ندارد این الگوی تربیتی در عملکرد اجتماعی کودکان و نوجوانان آثار منفی فراوانی دارد از یک‌سو نقش نداشتن والدین موجب ضعف در روابط اجتماعی می‌شود و از سوی دیگر این بی‌توجهی گرایش شدید نوجوانان به همسالان و افزایش تعامل با آنان را در پی دارد.

 

شیوه فرزند پروری سهل‌گیرانه

در این روش به فرزندان آزادی بیش‌ازاندازه می‌دهند و هدف‌گذاری مناسبی برای آنان صورت نمی‌گیرد. در واقع والدین از فرزندان خود توقعی ندارند آنان را تنبیه نمی‌کنند ارتباطشان با آنان ساده است و تمایلی به جهت‌دهی رفتار فرزندانشان ندارند فرزندان آن‌ها خودشان رفتار خود را تنظیم می‌کنند.

والدین به‌جای کنترل فرزندان برای آنان دلیل و برهان می‌آورند و بر رعایت قوانین چندان تأکید نمی‌کنند و بر خودمختاری آن‌ها اصرار و آنان را به حال خود رها می‌کنند و برای آن‌ها الگوی مناسبی نیستند. والدین سهل‌گیر تصمیم نهایی را در جهت خواسته‌های کودک می‌گیرند در این نوع خانواده ارزش افراد خانواده کم و روابط اعضای خانواده آشفته و غیرانسانی است.

با رشد ناکافی ارزش‌ها و مشخص نبودن معیار خانواده تمایل با ناپایداری و بی‌ثباتی در برابر مشکلات افزایش می‌یابد و کودک دچار دوگانگی احساس می‌شود پیشرفت تحصیلی اندک، بروز مشکلات اخلاقی، رفتارهای ضداجتماعی بی‌بندوباری گرایش به مواد مخدر از عوارض روش تربیت سهل‌گیرانه است.

 

شیوه فرزند پروری مسامحه‌کارانه

در این روش روابط عاطفی میان والدین فرزندان و همچنین نظارت بر فرزندان بسیار اندک است. به خواسته‌ها و نیازهای فرزندان توجه نمی‌شود والدین چندان مسئولیت‌پذیر نیستند در این شیوه والدین فعالیت فرزندانشان را زیر نظر نمی‌گیرند و آنان را سازمان‌دهی نمی‌کنند.

بعضی از آنان فرزندانشان را عملاً طرد می‌کنند و برخی نیز مسئولیت‌های خود را انجام نمی‌دهند. فرزندان والدین بی‌توجه و طرد کننده از سایر گروه ها بدتر هستند. آنان مشکلات رفتاری بیشتر و عملکرد تحصیلی ضعیف‌تری دارند و افسردگی در میان آنان بیشتر است. این دسته از کودکان و نوجوانان در تمامی زمینه‌ها عملکرد بسیار ضعیفی دارند و در آینده افراد مسئولیت‌پذیری نمی‌شوند

 

مقایسه سبک‌های فرزند پروری

به دلیل نقش برجسته و مهم والدین، میان شیوه‌های فرزند پروری آنان و رفتارهای سازنده و مخرب فرزندان رابطه وجود دارد. آگاه‌سازی والدین و ارائه‌ی آموزش‌های خانواده برای پرورش افراد سالم در جامعه بسیار مهم است.

یکی از تفاوت‌های روش مقتدرانه و مستبدانه در مفهوم کنترل روان‌شناختی نهفته است. کنترل روانشناخی بر تلاش والدین برای کنترل رشد هیجانی و روان‌شناختی کودکان ناظر است. در کنترل روان‌شناختی والدین تلاش می‌کنند تا احساساتی نظیر احساس گناه و شرم را در فرزندان برانگیزند. تقاضاها و انتظارات زیادی دارند و بر رعایت نظم و مقررات در خانواده‌ها تأکید می‌ورزند.

تفاوت آن‌ها در این است که در فرزند پروری مستبدانه والدین انتظار دارند که فرزندان بی‌چون‌وچرا نظرها ارزش‌ها و هدف‌های آنان را بپذیرند درحالی‌که در فرزند پروری مقتدرانه والدین با فرزندان خود تعامل دارند و تلاش می‌کنند خواسته‌های خود و مقررات خانواده را برای آنان تبیین کنند. بنابراین در هر دو روش والدین فرزندان خود را بسیار کنترل می‌کنند ولی در فرزند پروری مقتدرانه والدین از کنترل روان‌شناختی فرزندان پرهیز می‌کنند.

همچنین میان ابعاد خودپنداری کودکان و شیوه فرزند پروری والدین رابطه وجود دارد به‌عبارت‌دیگر تقویت جنبه‌های خودپنداری در کودکان با حمایت دلگرم‌کننده‌ی والدین عملی می‌شود. بنابراین به والدین فرزندان دبستانی و کودکستانی توصیه می‌شود تا در موقعیت‌های مختلف منطقی و آگاهانه از کودکان خود حمایت و استمرار آن را نیز در وضعیت‌های مختلف تربیتی و آموزشی حفظ کنند. وانگهی بهتر است والدین از اعمال قوانین غیر حمایتی انعطاف‌ناپذیر رعب‌انگیز و تحمیلی درباره‌ی کودکان پرهیز کنند.

 

گردآورنده:

لیلا جعفرپور، کارشناس روانشناسی

بیشتر بخوانید:

پاسخ به سوالات جنسی کودک و سردرگمی والدین

کمک به اختلال یادگیری کودکان

تاثیر ذهن آگاهی در اضطراب کودکان